اردلان سرفراز
اردلان سرفراز به گواهي حجم آثار مشهور و شناخته شده اش در ميان مردم، از نظر من پر مخاطب ترين ترانه سراي عرصه ي ترانه نوين ايران است و سروده هاي او از نظر تعداد، داراي شنوندگان بيشتري است و مخاطب ارتباطي ساده تر و سهل تري را با ترانه هاي او برقرار مي كند. البته بيان اين موضوع به معني ضعف و يا مخاطب نداشتن ديگر ترانه سرايان نيست، بلكه اين موضوع نشان دهنده ي نزديكي بيشتر زبان سرفراز به زبان مردم عامي جامعه است.
اردلان سرفراز داراي كارنامه اي ست، سرشار از احساس هاي بي پيرايه و روان يك شاعر عاشق و زخم خورده، كه همين موضوع، دليل پيوند آسان تر مردم با آثار اوست. در آثار او كمتر پيچيدگي ها و تكنيك هاي ترانه سرايي و يا حتي نوآوري ها و وسواس هاي شناخته شده ي جنتي عطايي يا شهيار قنبري در سرايش ترانه را مي بينيم. اما در عوض زبان ساده و قابل فهم او در ترانه و همچنين ترانه هايي كه به راستي حاصل حس و حال هاي شاعرانه ي اوست، و نه استفاده از تكنيك هاي ترانه سرايي به خوبي و وضوح به چشم مي خورد.
با اين چند جمله ي كوتاه در مورد "اردلان سرفراز" و بيان هنر والاي او، قصد داشتم به اينجا برسم كه "اردلان سرفراز" گوهر گرانقدري ست كه در دنياي ترانه و ادبيات نوين اين سرزمين جايگاه ويژه اي دارد. ترانه سرايي كه هميشه و هميشه در خلوت شاعرانه ي خود زيسته و هيچگاه خود را درگير مسائل مرسوم حرفه اي و كاري نكرده است و تنها و تنها مشغول خلق كردن است. اردلان هنوز ناب و تازه و لبريز از احساس است، لبريز از زخم هاي ناسور مردم اين سرزمين، زخم هايي كه درد آنها را در ترانه هاي تلخ و تاثرانگيز او در تمام اين سال ها تا گوشت و استخوانمان احساس كرده ايم.
اما افسوس كه در اين روزها كمتر او را مي شنويم، كمتر آثاري از او را با صداي ستار، داريوش و يا ابي حس مي كنيم، تا دوباره مانند دهه هاي 80 و 90 ميلادي با او زندگي كنيم و همنفسش باشيم. نمي دانم علت اين همه دوري گزيدن اردلان از اين محيط، در سال هاي اخير چيست، اما ما هنوز تشنه ي شنيدن آثار هميشه زيباي او بوده و هستيم.
اين نوشته را به بهانه ي سالروز تولد او نوشتيم. سالروز تولد ترانه سرايي كه از آغازين روزهاي كارش، توانست به همه ثابت كند، براي ماندن آمده است و مي خواهد حرف بزند، حرف هاي شنيدني يك ترانه سراي مردمي و بيدار. به هر روي ما از اين فاصله دور، تنها مي توانيم با بزرگ داشتن نام عزيزاني چون او، عشق و تعهد خود را نسبت به اين عزيزان ابراز كنيم و به آنها بگوييم و به يادشان بياوريم كه داراي چه جايگاه و منزلت والايي در ميان دوستداران ترانه و مردم هستند.
بار ديگر از سوي تمامي ياران وب سايت "خاكستري"، سالروز ميلاد "اردلان سرفراز" اين ترانه سراي ارزشمند و ماندگار را به او تبريك مي گوييم و برايش آرزوي طول عمر، سلامتي و آفرينشگري روزافزون دارم.

در آخر ترانه ي درخشان و به ياد ماندني "سفر"، از سروده هاي خود اردلان سرفراز را به او و تمامي دوستدارانش تقديم مي كنم :
تو اي تنهاي معصومم
چه درد آور سفر كردي
چنان در خود فرو مردي
كه من ديدم خودِ دردي
در آن سوي پل پيوند
تويي با خنجري در مشت
در اين سو مانده پا در گِل
منم با خنجري در پشت
تو اي با دشمن دوست
صداقت را سپر كردي
چه آسان گم شدي در خود
چه درد آور سفر كردي
خدايي راه گم كرده
كه از شيطان تهي تر بود
تو را خواند و تو هم رفتي
كه حرفش حرف آخر بود
خداي تو، به سِحر خواب
به تو بيگانگي آموخت
غم دور از تو پوسيدن
مرا در خويشتن مي سوخت
تو ساده دل ندانستي
خداي تو دروغين بود
تني خاكي و درمانده
خداي تو فقط اين بود
چنين زخمي كه من خوردم
نه از بيگانه از خويش است
هراسم نيست از مردن
ولي مرگ تو در پيش است
شب رفتن تو را ديدم
ولي انگار در كابوس
فقط تصويري از تو بود
تو را نشناختم افسوس
كسي هرگز به فكر ما
نبود و نيست اي هم درد
براي مرگ اين قصه
كسي گريه نخواهد كرد
از طرف : پويان مقدسي، احمد فتاحي، مجيد بيدار، مزدا موسي زاده، پويا خدايي، پيروز جعفري،
آرش بهرام پور.
خاکستری
|